خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شعرتنهایم ازفضل الله آبشنگ

     

    دوباره پاییز دوباره سیاهی

    دوباره برگ ریزان
    دوباره تنهایی
    درخت تو هم مثل من گلایه کن
    برگ هایی که فشار آنها را
    تحمل کردی
    به آنها جا دادی
    زمانی که سالم بودی
    برگ هایی که طوفان آنها را
    از دوجدا نمی کرد
    امروز با باد پرواز گنجشک
    از تو جدا شدند
    هیچ کس تورا ندید
    همه برگ هایت را زیبا
    می شمردن
    امروز هم تو مثل من تنهایی
    توهم فریاد بزن
    حنجره پاره کن
    ناله کن
    با خودم دردل کن
    من هم مثل توبرگ داشتم
    همه تنهایم گذاشتن
    حتما توهم ناتوان شدی
    چه گویم با تو که دوستان مارا
    هم ترک کردند
    خصلت انسان ها هم همچون
    برگ های توست
    تو درخواب زمستانی
    فرو خواهی رفت
    کمتر عذاب می بینی
    اما من زنده وتنهایم
    مثل تو خواب ندارم
    خواب من زمانی است
    که بمیرم
    دیگر این ظاهر دوستان
    رانبینم
    شاید آرام بگیرم


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    شعرتنهایم ازفضل الله آبشنگ

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده